خوش آمدید
ورود / ثبت نام

زیارت عاشورا | 29 صفر 1391 | صنف لباس فروش

السلام علیک یا صاحب الزمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا):

از بس که از فراق تو دل نوحه گر شده
روزم به شام قربت و غم تیره تر شده

آزرده گشت خاطرت از کرده های من
آقا ببخش نوکرتان دَردِسَر شده

تنها خودت برای ظهورت دعا کنی
وقتی دعای من ز گنه بی اثر شده

از شام هجر یار بسی توشه می برد
آنکس که اهل ذکر و دعای سحر شده

بودم مریض و روضه ی تو شد دوای من
حالم به لطفتان چقدر خوب تر شده

رفت از نظر محرّم و آقا نیامدی
حالا بیا که آخرِ ماه صفر شده

بعد از دو ماه گریه به غم های کربلا
حالا زمان ندبه به داغی دِگر شده

یَثرب برای فاطمه نقشه کشیده است
 یَثرب چقدر بعدِ نبی خیره سر شده

باید که بعد از این به غم مادرت گریست
فصل شروع ماتم خیرُالبشر شده

از شعله های پشتِ در خانه ی علی است
گر آتشی به کرب و بلا شعله ور شده

آن روز اگر به صورت مادر نمی زدند
لطمه دگر به چهره ی دختر نمی زدند


خب محرم و صفر هم گذشت، خیلی ها مریض شدند، خیلی ها از دنیا رفتند، خیلی ها اومدند تو این مجالس، خیلی ها هم به بهانه های مختلف نیومدند یعنی از خودشون کم گذاشتند. هرچه بود این دو ماه گذشت. خوش به حال اون کسی که توشه برداشت. آنچه خرج کرد برای ابی عبدالله(ع)، آنچه دقّت کرد در حلال و حرام و رعایت کرد.

گفتیم که " مشغولة عن الدنیا بحمدک و ثنایک" ؛ یه وقت با زبان و دست و وجود انسان است، یه وقتی هم تو اعمال انسان است که اون هم بوسیله همین اعضاء و جوارح انجام می شود، یه وقت هم یک کاری شما می کنی که کس دیگری را به حد و ثنای خداوند وا می داری یعنی یک دستگیری می کنی، گره ای را باز می کنی، کمک فکری ای می دهی می بینی که باز میشه دل اون شخص و رو به خدا می آورد یه وقت هم می بینی نمیـــــــــشه.

یکی از اون موضوعاتی که خیلی مهم و حسّاس است همین موضوع کار و استخدام است؛ باور می کنید ما اینجا کاره ای نیستیم، یه روضه ای می خونیم و میریم؛ میگه نـــــه تو اگر امضاء کنی فلان وزیر یا فلان کس امضاء ات رو قبول داره.

" مشغولة عن الدنیا بحمدک و ثنایک"؛ این خانواده (اهل بیت) هم که دایماً ذکر خدا را نمی گفتند، یه وقتی هم گره مردم را باز می کردند. فرمودند آقای ملکی؛ بار می بردند این ور و آن ور، به مشکلات خانواده ای می رسیدند. داغ رو داغ نمی گذاشتند.

حالا دولت نمی تونه کاری بکنه، تو حرفاش دروغ میگه و کار دیگه می کنه، تو موظّفی کار خودت را انجام بدهی. گره ات باز شده حالا از خدا بخواه بهت وسعت رزق بدهد تا بتونی گره دیگری را باز کنی. حالا یه وقتی هم آدم یه کاری انجام می دهد که نه تنها مردم به حمد و ثنا مشغول نمی شوند بلکه برعکس شروع می کنند به دری وری گفتن و ناسزا گفتند پس دقّت کنید،

اگر جمله ی کاینات کافر گردند من و تو تکلیفی نداریم که دنباله رو آنها باشیم ما باید به وظیفه ی شرعی خودمون عمل کنیم. بعد هم گفتیم کسانی در دنیا مشغول به حمد و ثنای خداوند واهل بیت می شوند که "مفارقّة لاخلاق اعدایک" باشند. همه می دونید و می فهمید که این روش و اخلاق دشمنه، این لباس دشمنه، مــــــــی دونـیـــــــــد، الان کسی تو این جمع ما نفهم نیست که بگیم نه این یکدونه نمی فهمه، عقلش نمی رسه، اینطوری نیست،

نمی خواهد دایماً حمد و ثنای خدا را بجا بیاری همین واجباتت را انجام بده من خودم اینجا دیگه امضا می کنم که کارت درست میشه. فقط یک کاری نکن که کسی ضدّ خدا و اهل بیت بشود، شروع کنه خدایی نکرده به ناسزا گفتن که الان داره همین کار صورت میگیره، این دروغ هایی که گفتند و نشده سبب شده که مردم دارند ناسزا میگن، به اون رییس اش بگو به مسیؤل اش بگو چرا به قرآن و اهل بیت اهانت می کنی.

خدا نکنه که لهجه ات بر گرده، و این هم بدون که یکسری که لهجشون برگرده یک آدم ملحد و بی دینی میشه که دیگه میــــــــره تا آخرش . . .

حالا پیشگیری و برنامه ریزی ما برای بعد از این دو ماه چی باید باشه که ما هم بهار بشویم؟ این ریزش اشکی که تو در این مدّت ریختی باید ثمره بدهد دیگه، چون ما میگیم ربیع الاوّل ، ربیع الثّانی و راهش اینکه اولّین کاری که می کنی صبح ها یه ذرّه زود تر بلند شو نمازت را که خوندی؛ ده دقیقه، وقت بزار، این دعاهای صبح را بخون، این حاشیه های مفاتیح، این دعای شرّ ابلیس یا همین دعای "اعوذ بالله سمیع علیم . . ." بخون بعد از خونه بزن بیرون یا بخواب. یه ده دقیقه واسه خودت بزار کنار که روز گرفتار نشی.

ببین میگه سه مرتبه بگو " ماشاالله لا قوّة الا بالله العلیّ العظیم" هیــــــــچ بلایی سرت نمی آد تا شب. آخه دیگه چه جوری خدا با ما راه بیاد؟ بعد ببین چقدر این اثرش ارزش دارد؛ یعنی اگر یه گنه کاری از کنارت رد بشه دیگه بهش توجّه نمی کنی و . . .

راهش اینکه بعد از ماه صفر مواظب باشیم؛ در روایت هم داریم اگر کسی بتواند از اذان صبح تا طلوع آفتاب را بیدار باشه و نخوابه، تو این یک ساعت و اندی روزی ها تقسیم میشه، یه وقت خوابت نبره قربونت برم که کَمِت می گذارند ها . . .

خوب این سه شنبه (بیست و ششم دی ماه) جلسه تعطیله و هفته ی بعد روضه ی امام حسن عسکری(ع) را انشاءالله خواهیم خوند؛ جزء 21 و 22 و 23 را هم بخونید انشاءالله ،خدا عاقبتتون را بخیرکنه ، انشاالله خدا روزی حلالتون رو هم زیاد کنه و از حروم دورتون کنه .

اشعار روضه شهادت علی ابن موسی الرضا علیه السلام:

ای جلوه ی جلال خدا یا ابالحسن
وی مظهر جمال خدا ای ابالحسن

چون فاطمه تو بدعِه ی خیرالبشر شدی
دیدار تو وصـــــال خدا یا ابالحسن

ای هشتمین امیر ولا حضرت رعوف
آقا بگیر دست مرا حضرت رعوف

تا زیر سایه ی حرم حضرتِ توییم
ما سرسپرده ی کرم حضرتِ توییم

از بس که لطفِ جاری سلطان به ما رسد
ما سایلان محترم حضرتِ توییم

دارالضیافِ ات نه فقط در جوار توست
عالم ضیافت است و جنان سفره دار توست

لِالله زیارتِ تو مرا مشهدالحسین
آری شهادتِ تو همان مشهدالحسین

کن روزیم که از در بابُ الجوادِ تو
از مشهدالرضا بروم مشهدالحسین

ما ریزه خوارِ خانِ مقیمِ وِلایتیم
زنده به زیرِ پرچمِ سبزِ هدایتیم

دل ها نشسته اند سَرِ راهت ای رضا
داریم اشتیاقِ رُخِ ماهت ای رضا

گفتی حدیثِ سلسله را در دیار ما
ایران سراسر است قدم گاهت ای رضا

ما عشق را ز نور صدایت شناختیم
توحید را به یُمن ولایت شناختیم

تو آمدی که کشور ما حیدری شود
خاک شلمچه تا همه جا کوثری شود

آنروز قصّه ی شهدا را رقم زدی
تا امّتی فدای تو و رهبری شود

شکر خدا که کوفه نشد این دیار نور
تو ماندی و قوام گرفت انفجار نور

شکر خدا که مردم ما کربلایی اند
اهل وفا و عاطفه و آشنایی اند

شکر خدا که آب نبستند بر شما
این خود نشانه ای است که امّت ولایی اند

افسوس اهل جور زمانه خبر شدند
غافل خواص و اهل ستم معتبر شدند

امّا حساب مردم ما از عدو جداست
ایران هنوز از بنی عبّاس در نواست

وقتی تو را ولایتِ عهدی سپرد خصم
دانست اهل فهم که این نطفه ی جفاست

امّا شما ز پا ننشستید ای امام
بر خلق راه رشد نبستید ای امام

گویی وفا به عهدِ تو آقا حرام شد
دور از خواص زهر جفایت به کام شد

خورشید عمر زاده ی زهرا غروب کرد
یعنی که افتخار حضورت تمام شد

بس که ز داغ مادر خود بوده ای حزین
در کوچه مثل حضرت او خورده ای زمین

پنجاه بار زانوی لرزانِ تو خمید
آن قامتِ چو سَروِ خَــــرامِ تو خمید

اِنگار میل حجره ی در بسته داشتی
آمد جواد و بر سَرِ دامان تو خمید

 شکر خدا که داغِ جوانت ندیده ای
در خونِ خود سرو روانت ندیده ای

پرپر نشد جوان تو پیش نگاهِ تو
خنده نکرد دشمنِ تو بر سپاهِ تو

مثل حسین گیسوی خونین ندیده ای
خواهر نشد مقابل لشکر پناهِ تو

دوستداران حاج منصور ارضی

سایت اطلاع رسانی امام خامنه ای


ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش

اخبار مرتبط