خوش آمدید
ورود / ثبت نام

بیانات حاج آقا منصور ارضی پنجم دی ماه 1391 ║ فایل صوتی

 باید بدانی و بشناسی که منافقین، کافرین، مشرکین، ظالمین، دروغ گو ها و . . . کی هستند و باید بدونی که اینها دشمنان خدا و اهل بیت اند.اگر شناختی دیگر این اخلاقیاتی که اینها دارند را ترک میکنی
.
لینک دانلود    12 مگابایت
MP3: 64kbs, 22Hz, Length: 27 min 11 sec


السلام علیک یا صاحب الزمان (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا):

ای دیده ها به سوی تو یا صاحب الزمان
از غصّه ی فراق تو الغوث و الامان

حالا که دشمن از غم ما شاد می شود
وقت است تا به شیعه کنی روی خود عیان

از کعبه بازآی و ز رخ پرده را بگیر
احباب را به یاری دین خدا بخوان

هرگز نبوده رسم تو راندن به کوی خود
هرگز نبوده رسم تو تنبیه دوستان

دست مرا ز دست عطایت جدا مکن
تا روز حشر سایه ی بالا سرم بمان

تیر نگاه میزنی و صید می کنی
ای گیسویت کمند و ای ابرویت کمان

آلوده ای چو من که شود نوکر شما
آقاییِ تو را به همه می دهد نشان

آیا مرا به حال خودم وا گذاریم؟
گیرم غلام تو بد داده امتحان

ما که ندیده عاشق روی شما شدیم
این هم کرامتی است از آن چهره نهان

گاهی که خسته بر سَرِ من دست میکشی
پرواز میدهی دل و جان را به بیکران

گاهی مدینه میروی و گاه کربلا
 قربان غصّه های تو یا صاحب الزمان

" مُفارِقَةً لِاخلاقِ أعدائک":

بیانات:

عرض کردیم شناخت دشمنان بر ما واجب است؛ وقتی دشمن و اخلاقیات آنرا شناختی دیگه نمی خواهی اون صفات رو داشته باشی. خدا رحمت کنه شیخ محمود تحریریُ در کتاب "مخبتین" خودش  که تفسیر امین الله است و بقلم پسر گرامی اش نوشته شده در آنجا می فرمایند که باید بدانی و بشناسی که منافقین، کافرین، مشرکین، ظالمین، دروغ گو ها و . . . کی هستند و باید بدونی که اینها دشمنان خدا و اهل بیت اند.اگر شناختی دیگر این اخلاقیاتی که اینها دارند را ترک میکنی. اصلاً خودِ شیطان، در سوره اسرا یا بنی اسراییل که نگاه می کنید در آنجا هستش که خداوند به شیطان می گوید هر کاری که بخواهی با آدم ها بکنی من اجازه می دهم... حالا بعضی ها رو با صدا، بعضی هارو با حرکات ها و نمایش ها و زینت های دنیایی و بعضی ها رو هم که در مالشون شبهه ایجاد می کند و باعث می شود حرام تو زندگیشون می آید و می خواد تو را از خدا و اهل بیت دور کنه. تو باید حرکات های شیطان را حفظ کنی،

 "مُفارِقَةً لِاَخلاقِ أعدایِک" حتّی امیرالمومنین(ع) این حدیث پیغمبر(ص) را فرمود که بعضی وقت ها می شود خدا عمل کسی را دوست دارد امّا از خودِ فرد خوشش نمی آید، یا بالعکس بعضی وقت ها خودِ طرف را دوست دارد اماّ عملش را نه،

مثلاً انفاق می کنه، عملش خیلی خوبه ولی خودِ شخص دین نداره. اصلاً از دَرِ مجلس ابی عبدالله(ع) که میره بیرون یکی دیگه میشه، یعنی سریع شیطان این متاع گرانقدر و با ارزش را ازش می گیرد. و اینطوری هم درست نمیشه،

تو زندگی های ما هم همینطوره؛ زن میگه حقّ منه، مرد هم میگه حقّ منه،اصلاً نمیاد تو وادی حقیقی دین، یه کمی گذشت، صبر . . .هیچی، فقط کجا بریم گریه کنیم سریع بریم.

 یک فیلمی بود ساخته بودن "چند میگیری گریه کنی" الان هم بعضی ها اینجور هستند. یکسری تو هیأت ها همینطوری شدند. کربلا بریم گریه کنیم، مشهد بریم گریه کنیم، هیأت فلانی بریم و . . . خلاصه یجوری بشه فقط ما گریه کنیم، حال کنیم، بعد می بینی گریه هاش هم به جایی میرسه که شهوانی گریه می کنه و باعث آزار دیگران میشه.

حالا نگاه کن که عمل شخص بد است امّا خودش خوبـــــــه، ما باید اینو درست کنیم یادتون باشه عمل، اخلاق، اعتقادامون. اون هفته گفتیم که ما سه تا جهنّم داریم؛ جهنّم عمل. جهنّم اخلاق و جهنّم اعتقاد، مراقب باشین.

حالا یواشکی بهت میگم به خودمم میگم هیچ کسی نفهمه، "بقول مرحوم حاج آقا حسینی مون: من بدونم و تو و همه عالم و هیچکس دیگه نفهمه، همگی ما یه گناهانی می کنیم که مخصوصِ دشمنان خدا و اهل بیتِ، ببین خودتو دیگه، وقتی برای ما زِنا می نویسند؛ یه دونه هم نه هفتاد تا، مالِ اینه. اعتراض هم می کنیم. بدونِ دلیل، بدون اثبات برای شخص غیبت اش رو کردی، تهمت زدی و . . .

خدایا بیا و امروز را بخاطرِ این دختر خانم (رقیه بنت الحسین) یه کاری کن ما را از اخلاق دشمنانت و دشمنان اهل بیت ات جدا کن.


اشعار روضه دروازه شام:

اسرار نهان را سَرِ بازار کشیدند
آتش به دل حضرت ارباب کشیدند

دروازه ساعات که در شأن حرم نیست
ناموس خدا را به اَنظار کشیدند

بازار یهود آبروی اهل حرم رفت
از پیروهن پاره ما کار کشیدند

با سوت و کف و هلهله و رقص و جسارت
دردِ دلِ ما را همه جـــــار کشیدند

تا خواست تماشاییمان کرد به سختی
با بی ادبی در بَرِ حضّار کشیدند

ای کاش که چون کوفه غمِ سیلیِ مان بود
ما را بسوی مجلس کفّار کشیدند

ای کاش فقط سنگ به سرها زده بودند
بر گریه ی ما قهقه بسیار کشیدند

هر بار که بی عاریِ یشان خنده به ما زد
زخمی به دلِ حیدر کرّار کشیدند

ای سهل بگو از صدقه سوخت دلِ ما
خون از جگرِ احمد مختار کشیدند

از مردمشان هیز تر از آن خودشانند
خون بود که از چشم علمدار کشیدند

با اینکه خدا حافظ ناموس خودش بود
با حرف کنیزی به جگر خار کشیدند

ما را پس از آن بزمِ شراب اشک نمانده
بس چوب به لب های گهربار کشیدند

با رأس بریده سخن این بود دَمادَم
یک آیه بخوان کار به اغیار کشیدند

دوستداران حاج منصور ارضی

سایت اطلاع رسانی امام خامنه ای


ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش

اخبار مرتبط