خوش آمدید
ورود / ثبت نام

امام حسن العسکری علیه السلام


  • زیارت عاشورا ابا عبدالله الحسین (ع) | 1 اسفند ۹۱ | صنف لباس فروش ها

    مناجات با حضرت بقیه الله الاعظم اروحنا فدا:

    جانم هوای وصل تو کرده شتاب کن
    این شیشه را بگیر و پر از عطر ناب کن

    من آن گُلم که زینت باغت نبوده ام
    پس یک قدم بیا و مرا هم گلاب کن

    هر شاخه گل نکرد، علفِ باغ می شود
    گل کن به روی شاخه عمرم شتاب کن

    من یک دعای بی نفس و بی اراده ام
    ای آسمان  . . . مرا مستجاب کن

    هر جا که پل زدم که به راه خطا روم
    سد طریق کن، پل من را خراب کن

    نان از تنور این دل تاریک می خورم
     یک شب تنور سرد مرا آفتاب کن

    من که حساب نوکری ام را نکرده ام
     فردا برای من تو حساب و کتاب کن

    یک شب مرا به چشم حسینت نگاه کن
    یعنی مرا به کرب و بلا انتخاب کن

     

    بیانات حاج آقا منصور ارضی در ادامه شرح زیارت امین الله:

    این شرحی که در خصوص زیارت امین الله خدمت دوستان عرض می کنیم فقط یک شرح تحت اللفظی است و حتی ترجمه هم نیست چه برسد به تفسیر این زیارت. مقام اهل بیت جایی است که هر که نگاه می کند متحیر می ماند. البته نگاه این دنیا را عرض می کنیم و کاری به نگاه آخرتی آن نداریم. انقدر بدانید که این جمله "وَ اَعْلامَ الْقاصِدینَ اِلَیْکَ واضِحَةٌ، (نشانه‏های قاصدان کویت آشکار و نمایان است) شاید از خورشید هم واضحتر باشد و این مخصوص دوستداران اهل بیت است. بر خلاف این را هم قبلا اگر خاطرتون باشه در امین الله خواندیم که : وَاَ لْزَمَ اَعْدائَکَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَکَ مِنَ الْحُجَجِ‏ الْبالِغَةِ عَلی‏ جَمیعِ خَلْقِهِ" ؛ حالا این جمیع خلقه رو دقت کنید تا سطوح پایین. پرچم اهل بیت طوری بالا ست که هر کسی در هر افقی باشد این پرچم رو میبینند یعنی همه موجودات و حتی حیوانات.

    هیچکس نمی تواند در قیامت مدعی شود که صحبتی از امیرالمومنین یا سایر ائمه بزرگوار نشنیده ام. این خیلی مهمه. مگر اینکه اون فرد حرام خور باشد چون فرد حرام خور به اهل بیت پشت می کنه. و معنای قرآنی آن هم که بزرگان فرموده اند این است: و عن اعرض ذکری، که امام علیه السلام فرمود "نحن ذکرالله"، وگرنه کلمه الله مستتر است در اسرار نه فقط یک سرّ. ما همینطور می گوییم الله و دستمون رو هم میگیره و 66 هم عدد الله است ولی نمی دانیم که چه چیزی می گوییم. تا به سمت اهل بیت نروی نمی توانی به الله برسی.

    من در سخنرانی اخیر حضرت آقا یک مطلبی را شنیدم که هم خیلی ترسیدم و هم خیلی خجالت کشیدم و آن هم در خصوص حرارت نفس بود که در آخر بیاناتشون فرمودند. این حرارت نفس و حقیقت شراره های نفس که عده ای گرفتارش شدند. هم تو و هم من و هیچکس نیست که منزه باشدو این شراره وقتی زبانه می کشد بی خیال همه دین و هیئت و نمازهایی که خوندی فقط آتش می زند و هر کسی که مسئولیت بیشتری دارد و مقرب تر است فی خطرالعظیم است. آن کسانی که اعلام کردند که می توانند مسئولیت قبول کنند و گرفتار شدند در خطر بزرگی هستند. ما هم کاری نداریم چون طرف حسابشون حضرت آقا است و هر چند وقتی با یک جوالدوز باد غرورشون رو خالی می کنه.

    این آقایون فیلمبردار به من گفتند اگر ممکنه ارتفاع صندلی شما را بالاتر ببریم تا بهتر بتونیم تصویربرداری کنیم، من هم حرفی که چند روز پیش در بین کارگردان ها و فیلمبردارها گفتم رو تکرار می کنم که عرض کردم شما با اخلاص خوننده بازی می کنید. این بالا من چطور باید تواضع کنم تا بتونم در قلب تو تاثیر بگذارم. کلام من و خود من. خیلی مشکله، فقط کافیه یکبار این بالا بنشینی و می بینی چقدر سخته. اگر خودشون نخوان دو خطش رو هم نمی تونیم بخونیم. خودم رو عرض می کنم که چنیدن سال می خونم و ادعا دارم.

    شراره نفس، لذا بعضی ها عقلشون در شهوتشون ذوب می شه و همین باعث میشه "کثرة شهواتی" وجودشون رو بگیره. بچه ها یک ذره کمیل بخونید. پنج شنبه شب نشد جمعه شب بخون، رجائا بعد از نماز صبحت بخون. حکم که نشده شب جمعه باشه . ببینید امیرالمومنین چه حرفهایی زده که همه این حرفها تابلوی زندگیه. اگر نرسیدی این هفته بیای حرم حضرت معصومه سلام الله علیها حداقل خودت توی خونه بخون.

    من هیچ وقت از شهوات خلاص نمی شوم مگر این که مالم رو برای خودم خرج کنم. چطور؟ مگر قرار نیست برای خودمون خرج کنیم راهش اینه که به دیگران کمک کنیم اینجوری در اصل برای خودت خرج کردی.

    من از حرف حضرت آقا در مورد نفس خیلی ترسیدم. همه داریم به دنبال غذا و پوشاک و طلا و غیره و ذلک بیهوده می دویم ولی به خدا اولیاء خدا اصلا به فکرشون این چیزها نمیرسه و تنها دغدغشون اینه که چطور پول جور کنند تا به گرفتار کمک کنند حتی طرف پول قرض کرده بود تا به آدم گرفتار کمک کنه و می گفت نه تنها پول قرضم برگشت بلکه خدا بیشتر هم داد. امام زمانی دوازده میلیون و هشتصد هزار تومان به یک کارگر پول دادیم که بتونه پلاتین برای دنده هاش بگذارند که بمونه. چون توده ای در بدن داشت و این کارگر بیمه نداشت. به شعارها توجه نکنید. یعنی عده ای کارگر هستند که بیمه نیستند. خیلی مردم گرفتار داریم و یک آه می تونه زندگیت رو به هم بریزه. همون کاری که با حضرت یعقوب کرد و چون آن غذایی که بین همه تقسیم می کرد به همسایه اش نرسید و همسایه ناراحت شد خدا فرمود مصیبتش رو می کشی و سالها یوسفش رو از دست داد.

    مواظب باشید آی بچه های ریش دار. خدا رحمت کنه به شیخ رضا سراج می گفتیم چرا می گید بچه های ریش دار؟ می فرمود چون به بلوغ جنسی رسیدن و هنوز بلوغ فکری نشدند. ولی می گفت آی بچه های ریش دار قیامت خیلی سنگینه و هیچکس، هیچکس رو پیدا نمی کنه. یعنی یقین بدان نه تو من رو پیدا می کنی و نه من تو رو پیدا خواهم کرد. فقط یک نفر دنبال ما میاد اگر بوی او را بدهیم آن هم حضرت زهرا سلام الله علیها است. شوخی هم نداریم. اینکه این جمع دور حسین (ع) جمع می شوند و می گویند ما بهشت نمی خواهیم همه بعد از عملکرد حضرت زهرا سلام الله علیها ست. هیچ وجودی چه معصوم و چه غیر معصوم نمی تواند حرکتی کند مگر اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها صدا بزند و ناله بزند و سر پسر عزیزش را در طشت بیاورد.

    یک ذره به خودمون برسیم که قیامت خیلی شلوغه. اونها به ما عنایت می کنند به ما چه ربطی داره، اگر ما زیر پوشش اونها میریم باز هم به ما ربطی نداره، یعنی چی؟ یعنی اعمالمون رو درست کنیم، نماز خوندنمون رو درست کنیم. مسائل شرعی مون رو سوال کنیم. جوون بوده که بر اثر جهل و سوال نکردن سه روز در حالیکه شرایط خوندن نماز رو نداشته به مسجد  می رفته و بعدا فهمیده. و خدا لعنت کنه کسانی رو که کاری کردند مردم مخصوصا جوونها ارتباطشون با علما و مراجع بزرگوار تقلید قطع بشه. این فسادی که می بینید همه به همین خاطره و اکثرشون هم سنین پایین هستند.

    یک مقدار چَت کردن رو رها کن که چیزی گیرت نمیاد و در عوض صبح 10 دقیقه قبل از اذان بلند شو و به قول قدیمیها با خدا ببند و یا به قول جدیدی ها با خدا چَت کن.  باهاش حرف بزن و بگو واقعا من کجای بندگی تو هستم و با این غرق شدن در کثافات دنیا فقط تو می تونی منو کمکم کنی.

    خدایا ما رو رها نکن. ما رو از حضرت زهرا سلام الله علیها جدا نکن. عیدی ما رو ظهور حضرت حجت ارواحنا فدا قرار بده. پول برای جهیزیه یادتون نره. جزء 28 قرآن رو فراموش نکیند. شب جمعه هم از ساعت 3 نیمه شب مسجد اعظم قم دعای کمیل انشاءالله داریم اگر توانستید بیایید تا در ایام شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها مهمان حضرت باشیم.انشاءالله عاقبت به خیر شوید.    

     

    اشعار مربوط به مولودی حضرت امام حسن عسگری علیه السلام :

    پَرِ شکسته به بالا نمی رسد هرگز
     تلاش می کند اما نمی رسد هرگز

    کبوتری که هوایی نشد در این وادی
     به آسمان تمنا نمی رسد هرگز

    اگر اجازه نیاید که تا ابد معشوق
    به سوی خانه لیلا نمی رسد هرگز

    چنان مقام به عشاق می دهد الله
    به فکر مردم دنیا نمی رسد هرگز

    مقام و سلطنت و پادشاهی عالم
     به پای رایتی ما نمی رسد هرگز

    و بی ولای تو و خانواده ات آقا
     کسی به عالم معنا نمی رسد هرگز

    بدون گوشه چشم تو شیعه در محشر
     به خاکبوسی زهرا نمی رسد هرگز

    مسیح آل محمد (ص)، مسیح زهرایی (س)
     به گرد پای تو عیسی نمی رسد هرگز

    پَرَم به شوق هوای تو وا شده آقا
     کبوتر تو به سویت رها شده آقا

    زمان مستی ما انتها ندارد که
     مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

    بهشتِ من تویی آقا، بهشت را چه کنم
     بهشت بی گُلِ رویت صفا ندارد که

    نمی دهم به بهشت خدا حریم تو را
     بهشت قد حریم تو جا ندارد که

    فدای بنده نوازی و مهربانی تو
     سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

    کجاست حاتم طایی ببیند اینجا را
     کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

    سرای توست پذیرای آرزومندان
     کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

    میان این همه القاب نیک هیچ اسمی
     صفای کنیه ابن الرضا ندارد که

    تویی که آینه حی ذوالمَنَت خوانم
     عزیز قلب رضایی تو را حسن خوانم

    امام عسگری، آقا، امیر، مولانا
     دو دست خالی ما را بگیر، مولانا

    گدای نیمه شب، بین این گذر هستم
     بیا و توشه بده بر حقیر مولانا

    نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن
     منم به دام نگاهت اسیر مولانا

    به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن
     دعا نما که شَوَم سر به زیر مولانا

    بگو به ما وسط برکه سقا چه شد
     که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

    بصیرتی بده آقا که راه کج نروم
     تویی تو آینه یا بصیر مولانا

    به کوری همه دشمنان، خدای کریم
     نوشته نام تو را از غدیر مولانا

    تویی که چشمه ناب معارفی آقا
     کمال سیر و سلوک هر عارفی آقا

    هر آنچه ناز فروشی تو، مشتری هستم
     میان صحن تو دنبال نوکری هستم

    دعای بال قنوتم که مستجاب شدم
     که تحت رایت عشقم پیمبری هستم

    هزار مرتبه مدیون ربنای تو ام
     اگر که شیعه مجنون حیدری هستم

    به انفلاب و نام خمینی همیشه محتاجم
     به یاد خون شهیدان کوثری هستم

    چه منتی به سر من نهاده دست شما
     که تابع سخن رهبری هستم

    شباهتی است میان دل من و دل تو
     شباهتی است که مثل تو مادری هستم

    به روز حشر کشم نعره های مستانه
     که من غلام غلامان عسگری هستم

    مجیر آل رسولی مدد ابالمهدی
     فروغ چشم بتولی مدد ابالمهدی

    عطش میان حرم رود نیل می گردد
     سرشک دیده ما سلسبیل می گردد

    کسی که زائر قبر غریبتان باشد
     میان آتش غمها خلیل می گردد

    ندارد هیچ تعجب که در کنار شما
     کبوتر حرمت جبرئیل می گردد

    به حج نرفته ای اما طواف درگاهت
     هزار حج خدا بی بدیل می گردد

    به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت
     دل شکسته زائر دخیل می گردد

    دوباره پای برهنه به جاده می آئیم
     به سوی صحن و سرایت پیاده می آئیم
    ادامه مطلب »

  • زیارت عاشورای ابا عبدالله الحسین (ع) | ۳ بهمن ۹۱ | صنف لباس فروش ها

    اشعار مناجات با امام زمان عج

    فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم
    یک آسمان زیرِ پرش دارد نگارم

    باید تمام عرشیان چاوش بخوانند
    تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم

    علی کویش حسن خویِش حسینی صبرش
    خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم

    نامی دِگر از حاتمِ داعی نمانده است
    از بس گدا در محضرش دارد نگارم

    حتّی منه پیمان شکن را هم دعا گوست
    الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

    از اول غیبت به شیعه بوده معلوم
    فکری برای آخرش دارد نگارم

    وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی
    قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم

    یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و
    شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم

    کوری چشم دشمنان لطفی مدارا
    بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

    ما در پیِ دیدارِ رویِ یــــار هستیم
    از غَمضه ی چشمان او بیمار هستیم

     
    بیانات:

    اشک ریختن و مناجات های جان سوز سِیر اینگونه نیست. فقط نشاط در این نیست

    نشاط در برگزاری بهترین اعمال خیر است، نشاط در اینکه دست کسی را بگیری. گاهی وقت ها آدم میگه مثلا اگر برای امام حسین(ع) گریه نکنم به چه دردی می خورم پس؟ در جواب میگیم نیمه بیشتر این زیارت عاشورا و دیگر زیارت ها براعت است و همش هم مصیبت نیست، این نشون میده ما باید این نشاط را داشته باشم مخصوصاً این روزهایی که زمان مرگ فرعون است و به درک واصل شدن یزید لعنت الله علیه و خدا و اهل بیت هم به فکر خودمون بودند که ما در ربیع الاوّل و ربیع الثّانی مثل بهار برای خودمون استفاده می کنیم؟ یعنی دلمون خوشحاله؟

    بعضی ها اینطوری نیستند! ولی بعضی ها چرا، همین را رعایت می کنند یعنی به عشق امام زمان و تاج گذاری حضرت کار خیر می کنند که می فرمایند مثل دیروزی اگر کسی یه قدم خیر بردارد؛ یک دلی را شاد بکنه، یک نفر را احسان بدهد غذا بدهد اینها همه به عشق آقا باشه چه مقامی پیدا می کنه!

    شما ببینید با توجه به این گرانی ها و سختی های مردم، قدمی که بر میداری اون قدم به سمت کی است؟ آیا به سمت خدا و اهل بیته یا چیز دیگه؟

    شما دقّت کنید که اهل بیت چه مقامی داشتند

    بحث به اینجا رسید که گفتیم " مشغولة عن الدنیا بحمدک و ثنایک" مقداری ترجمه اش را گفتیم. حالا ببین این خانواده چه جوری اند؟ میگه وقتی کنار قبر امیرالمونین میرسی سمت راست صورتت را به قبر یا ضریح و میگه : "اللهم ان قلوب المخبتین الیک الواله" ؛ یعنی

    شور و شعف درش هست که بخنده و چه گریه کند نمک داره! که بهش میگن نمکدار. کسی که نمک ولایت دارد همینطوریه، قلبش شیدا و شوریده ی خداست! از اینجا به بد دعا خصوصی میشه! بلـــــه خصوصی میشه. ولی باز هم عرض می کنیم که با این صفت هم داریم با خدا حرف می زنیم و هم در مورد اهل بیته. این در این خونه است و ببین چقدرعاله و هیچ کس نمی آد در این خونه را بزنه حتّی من و تو!

    اگر بقیّه ی دعا را تند تند می تونستم بخونم متوجّه میشدی که واقعاً همه ی حاجاتی که ما هنوز نخواستیم آماده است ولی کسی حاجت نمی خواد؛ ساده بخواهیم بگین اینکه الان حاجت تو دستشه ولی هیچ کس نمی خواهد منتهی حاجاتی که متصّل به دنیا و شهوت واین جور چیز ها قاطی باشه نـــــــــــــه! ما دایماً اون ها را می خواهیم.الان مثلاً ورود حضرت به پیشگاه خدا با درجه ی امامت هست دیگر؛ حالا شما از حضرت حجّت چی می خواهید؟؟

    برخی میگن " العجل علی ظهورک" یا " العجل لفرج مولانا صاحب الزمان" ولی باز هم برای حاجت خودشون می خواهند، اگر بیاد گردنشو بزنه چی؟!؟

    پس بدونید اصلاً شیعه قلبش مثل آقاشه، مثل امیرالمومنین، مثل اهل بیت است: " قلوب المخبتین" معلوم میشه که "مخبتین" برگزیدگان هستند، مواظبت از حلال و حرام که کردند هیچ در مکروهات هم دقّت داشتند؛ اینها در خانه ی خدا که میرسند شیدا اند بطوری که یه عدّه که از بیرون بهشون نگاه می کنند

    میگن اینها دیوانه هستند. امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه می فرمایند که صفات متقّین آنقدر اینگونه است که اگر کسی صورتشونو ببیند میگه اصلاً انگار نون نداره که بخوره. جوون نداره.

    حرف بر این است که نشاط نه تنها در گریه کردن و کربلا رفتن و مشهد رفتن و زیارت کردن است بلکه در شادی و خنده و تولّی هم است. یکبار هم که میری مشهد خوشحال و خندان باش! یه ذرّه این ها را رعایت کنیم وگرنه گرفتاری زیاده، مشکلات زیاده، روزنامه ها زیاده، مطلب ها زیاده . . .

    باید ببینیم چی گیره ما میاد! یعنی ما وقتی در خونه اهل بیت که میرسیم ها می فهمیم که هیچ چیزی نداریم! اینها آنقدر شیدای خدا هستند که حتّی شیعیان شون هم همینطوریند

    بچّه ها ، عزیزان ، رفقا میوه ی نماز های یومیه و واجبت که اگر می خواهی بدونی ثمر و نتیجه دارد اینکه نیمه شب بیدارت کنند! بیدارت کنند

    ! آروم بزنند بهت. بخدا؛ این کار رو می کنند؛ یقین دارم که می کنند اگر بخواهید ها و حواستون باشه به روزت؛ آروم می زنند بهت بیدار که شدی یه وقت میگی کی منو صدا کرد؟!؟من دیدم یه دستی بهم خورد! میگه پاشو . . . آقا اگه کسی را بخوان ها، همه جوره میخوان!!! برو دنبال این موضوع! حالا چه تو شادی و چه در حزن؛ الان ما شادیم ولی از اونور هم ناراحت برای مادرمونیم! که روز اوّل ربیع زدنش. چیکار کنیم؟! ایشاالله که دروغ باشه

    از اینجا به بعد حاج آقا بطور خیلی ساده شروع به روضه بسیار جانسوزی از بی بی حضرت زهرا(س) کردند که مجلس به کلّی رنگ و بویی دیگر گرفت

    اشعار مربوط به شهادت امام حسن عسگری ع

     
    السّلام علیک یا ابامحمّد یا حسن بن علی ایهّا زکیّ العسکری

    خشک خشک است لبش؛زهر عیان شد اثرش
    کاسه ای آب بــــــیـــــاریــــــد نسوزد جگرش

    سعی اش این است زمین گیر نباشد امّـــــا
    گاه بر روی تن و گه روی خاک است سَرَش

    چـــنــد سرباز تنش را به کنــــــاری بردند
    قبل از آنیـــکه بیاید به کنـــــــارش پسرش

    مثل یک مرغ در آتش به خودش می پیچد
    هیچ کس نسیت بگیــرد به بغل بال و پرش

    خواهـــری نیـــست بیاید دلش آرام شود
    دختری نیست که سینه بزند دور و برش

    وسط حجره ی در بسته و تاریک افتــاد
    یاد آن حجره که قاتل شده دیوار و دَرَش

    یادِ آن میوه که از شاخه ی طوبی افتاد
    یاد آن کوچه و زهرا و دلِ شعله وَرَش

    عَوَض آب فقط کاسه به دندان می زد
    تاکه اشک آمد و نوشید ز چشمانِ تَرَش

    تشنه جان داد ولی با نوک پا ضربه نخورد
    هیچ کس سنـــگ نزد بر بدن مُحتَضَرش

    بی کس افتاد ولی شال و کمربند و عَبا
    مثل غارت زده ها باز نشد از کمرش

    پادگان بود سَنان بود کمان بود ولی
    کس نکوبید به فرق سَرِ او با سپرش

    مـهــدی فاطمه تنـــهاشده امروز به بعد
    شب نشین شب زهرا شده امروز به بعد

    دوستداران حاج منصور ارضی
    ادامه مطلب »