خوش آمدید
ورود / ثبت نام

شب پنجم رمضان 1392 دعای ابوحمزه ثمالی | روضه امام سجاد علیه السلام ║ حاج منصور ارضی

You need to have the Flash Player installed and a browser with JavaScript support.

سپاسگزاریم!با دوستان خود به اشتراک بذارید

URL

باسپاس

URL


اتوضيحات

هرگونه کپی برداری با صلوات برای امام خامنه ای ، امام و شهداء شرعا حلال میباشد . التماس دعا


╔════════════════════════╗
   فایل صوتی   یوتیوب  فیسبوک  آپارات  hulkshare 
╚═══════════════════════╝

اشعار و بیانات حاج آقا منصور ارضی- شب پنجم ماه رمضان 1434
متن بیانات و اشعار : دوستداران حاج منصور ارضی


ناگهان تا که چشم وا کردم، ماه مهمانی خدا آمد
به سر سفره‌ی کرامت دوست، شاه آمد اگر گدا آمد

دیدم این جا میان مهمان‌ها، آمده هر که آبرو دارد
بین این بندگان خوب خدا، چه کند آن‌که خود گنهکار است

پشت مهمان‌سرای تو ماندم، پشت در جای بی سر و پاهاست
من همان به که پشت در باشم، آگهم جای من نه این‌جاهاست

نه که من آمدم به سوی تو باز، مثل هر بار آمدی یا رب
گر چه دیدی تو زشتی من را، فرصت توبه دادی‌ام امشب

اگر این گونه هم دهی راهم، باز هم آبروی من برود
مپسندی که بر زبان همه، ای خدا گفتگوی من برود

نه لباسی برای مهمانی، نه دگر خلق و حسرتی دارم
بعد یک سال تازه آمده‌ام، من هم آیا رخصتی دارم؟

گیر کردم میان برزخ خود، نه ره چاره دارم و نه کسی
حاصلم را تباه می‌بینم، چه کنم گر به داد من نرسی؟

من اگر خودم بودم، به دلم باز شور و شین آمد
مانده بودم غریب که ناگه، رحمت واسعه حسین آمد

با حسین آبرو گرفتم من، زشتی دل دوباره زیبا شد
عزتم داد و اعتبارم داد، نوکرش هر که گشت آقا شد

دست من را گرفت و گفت بگو، یاعلی و ز جای خود برخیز
ای ز سنگ گنه زمین خورده، حال بر روی پای خود برخیز

هر که با ذکر یاعلی برخواست، تا قیامت ز پا نمی‌افتد
هر که با مرتضی علی آمد، پس ز چشم خدا نمی‌افتد

من بنده ای حقیرم، افتاده بارم اینجا
دیگر شدم زمین‌گیر، با کوله بارم اینجا

یا رب و یا الهی

بس که گناه کردم، دل را سیاه کردم
نعمت تباه کردم، من شرمسارم اینجا

یا رب و یا الهی

تا شد گناه عادت، از دست رفت عبادت
وقت گناه کردن، بی اختیارم اینجا

یا رب و یا الهی

بیانات حاج آقا در شب پنجم ماه مبارک رمضان:

حاج آقا در اين شب ابتدا به يادآورى مطالب شب هاى گذشته اشاره كرده و كمى هم به ادامه ى شرح دعاى مكارم الاخلاق و قسمت دوّم از القائات شيطانى پرداخته و بيشتر بيانات خود را در قالب  وعظ و اندرز و نصيحت بیان كردند كه به برخى از آنها اشاره ميكنيم؛

جارى بودن ناسزا و بدگويى و بيهوده گويى؛ طرف تو خفا يه گناهى كرده اين هم ديده، حالا دوست داره آبروش رو ببره و حتماً اعلام هم بكنه؛ زياد هم هستند اين جور آدم ها،اين هم عيب هست و از القائات شيطان است.

شهادت دادن هاى باطل؛ اصلاً بعضى كه شهادت هاى باطل ملاك زندگيشونه؛ با اين شهادت ها و آبرو ريزى ها و غيبت ها روزمره  شون ميگذره؛ باور كنين انقدر آدم هاى احمق زيادند و انقدر عيوبات ما داريم...

اصلاً غيبت كه نُقل زبان زن و مرد شده! آدم هاى فاحشه گر، بى دين، عرق خور، بى نماز، بدحجاب... بعضی از اينها شاید یک دروغ هم نگویندیا يک بار غيبت نكنند، امّا  اگر تو هيئت، تو مسجد، تو سينه زدن این اتفاق بیفته خیلی بده. خدا رحمت كنه يكى از رفقامون تو جلسه ى تفسير قرآن كه ما مى رفتيم اينطورى مى گفت اى بچه هاى ريش دار، اى بچه هاى شصت، هفتاد ساله؛ همه گريه مى كردنند؛ تازه همه از متّقين بودنند! ميگفت: والله اون چشمكى كه زن بدکاره ميزنه و عمل منکر خودش رو هم انجام میده بعدها اگر توبه كنه خدا مى بخشه! امّا اون كسى كه مياد تو هيئت با چشمك اشاره ميكنه و يعنى غيبت ميكنه رو خدا نمى بخشه؛ و ديگر اينكه بی احترامی کردن  كه از فحش و ناسزا هم بدتره... استغفرالله؛ ميدانيد كه مى فرمايد؛ بی احتر امی به مومن برابر است با نعوذ بالله بی احترامی به خداوند! اينهايى كه عرض ميكنيم همه از القائات شيطانى است.

خيلى ما گرفتاريم ها... تو رو خدا بيايم همه همديگر رو دعا كنيم؛ زن ها مرد هارو، مردها زن ها رو...؛ شما باورتون ميشه من هنوز گرفتار قضيّه آتش سوزى مسجد هستم؟! اگر بخوام بگم بى احترامى ميشه به اون خانواده هاى بزرگوارى كه هيچ وقت اعتراض نكردند!

خوب حالا اين ها رو شنيدى؛ فحش، بدگويى، شهادت هاى باطل، آبرو بردن، غيبت و ديگر بيمارى ها و آفات...بايد اين ها رو جايگزينش كنى؛ بتونم نعمت هاى تو رو بشناسم و  بشمرم و شكرگذار باشم، اصلاً يه خلوتى داشته باشم!، سحر بتونم يكم با خدا درد و دل كنم، احترام پدر و مادرم نگه دارم! به امام حسين؛ اهل بيت خودشونو فداى ما كردند، آخه من چى بگم كه يه عدّه بفهمند!

دوباره ميرسيم به دعاى بيست و هشتم؛ وَالْخُرُوجَ مِنْ جَميعِ مَعاصيكَ؛ وقتى منو از اين كثافت خونه درآوردى اونوقت وَالدُّخُولَ فى كُلِّ ما يُرْضيكَ؛ من را داخل كن در دايره ى رضايت خودت.

بيايد آدم بشيم ديگه؛ مگه چقدر ديگه زنده ايم، معلوم نیست، مرگ مون رو زمانش رو هيچ كس نميداند... و اين رو هم بدانيد مرگ اطرافيانمون، دوستمون، همسايمون، اينها همه نشونه است برای ما.

خدا بيامرزه شيخ رضا سراج رو؛ مى گفت هركارى ميخواى بكن؛ فقط ببين به همون اندازه اى كه طاقت آتش جهنّم رو دارى کار خودت رو انجام بده. هر اندازه كه ميتونى جواب حضرت زهرا رو بدى همون اندازه گناه كن.

اين بيمارى ها رو گفتم؛ وَالْخُرُوجَ مِنْ جَميعِ مَعاصيكَ وَالدُّخُولَ فى كُلِّ ما يُرْضيكَ... كيا وارد اون صحن و سراى رضايت خدا مى شوند؟!! اونهايى كه دنبال اهل بيت باشند.

ببخشيد منو... كسايى كه اهل تقوا هستيد، منو ببخشيد، اگر اين جوون ها اينجا تربيت نشوند، توى اين جامعه ى سخت (نمی گم جامعه بد) تربيت نمى شوند.

بترسيم از وقتى كه خدايى كه اين بساط را پهن كرده بياد و بساط رو جمع كنه! بعد اون موقع كجا بريم ناله بزنيم و به حال خودمون گريه كنيم!!

براى حال همه مون يه صلوات بفرستين.

 اشعار روضه حضرت سجاد علیه السلام-قسمت اول

 من از این مردم بی عار بدم می‌آید
از مکافات، از آزار بدم می‌آید

سنگ‌ها از در و دیوار به ما بد کردند
تا ابد از در و دیوار بدم می‌آید

ذبح را آب نداده جلویم سر نبرید
تا قیامت من از این کار بدم می‌آید

محمل عمه‌ی ما را چقدر هل دادند
به خدا از سر بازار بدم می‌آید

اشعار روضه حضرت سجاد علیه السلام – قسمت دوم

از هر طرف رفتم غمی آمد به جانم
از این طرف عمه, از آن سو خواهرانم

در پیچ و تاب چشم‌های هرزه باید
جوشن برای معجر زن‌ها بخوانم

عمامه‌ام آتش گرفته چاره ای نیست
جز آنکه خاکستر ز گردن می‌تکانم

کار دعای عمه جانم بوده تا حال
قسمت شده بعد از چهل منزل بمانم

لینک دانلود فایل صوتی و نمایش کامل توضیحات

ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش