خوش آمدید
ورود / ثبت نام

شب هشتم رمضان 1392 دعای ابوحمزه ثمالی | روضه امام رضا علیه السلام ║ حاج منصور ارضی

You need to have the Flash Player installed and a browser with JavaScript support.

سپاسگزاریم!با دوستان خود به اشتراک بذارید

URL

باسپاس

URL


اتوضيحات

هرگونه کپی برداری با صلوات برای امام خامنه ای ، امام و شهداء شرعا حلال میباشد . التماس دعا


╔══════════════════════════════════╗
   فایل صوتی (کیفیت پایین - متوسطیوتیوب  فیسبوک  آپارات  hulkshare 
╚═════════════════════════════════╝

اشعار و بیانات حاج آقا منصور ارضی- شب هشتم ماه رمضان 1434
متن اشعار و بیانات : دوست داران حاج منصور ارضی
اشعار مناجات با خدا:

دل ما معتکف کوی خدا شد الحمد
درِ این ماه به روی همه وا شد الحمد

رحمت و مغرفت از لطف خدا می‌بارد
دعوت عام ز هر شاه و گدا شد الحمد

به گنهکار بگو ماه دعا شد برگرد
حاجت عبد خطاکار روا شد الحمد

آری یک عمر اگر توبه شکستی بازآی
توبه این‌جاست که پر قدر و بها شد الحمد

دست بردار تهی دستی ما عیبی نیست
که شفیع همه کنزالفقراء شد الحمد

جوشش عفو کریم و نظر لطف رحیم
آنقدر هست که بر ما هم عطا شد الحمد

خفتم و خواب مرا فیض عبادت دادند
لب فرو بستم و تسبیح خدا شد الحمد

از سحر تا دم افطار لبم آب نخورد
پس نصیب عطشم آب بقا شد الحمد

جگرم سوخت کمی یاد حسین افتادم
نفسم هم نفس کرببلا شد الحمد

ساقی‌ام حضرت سقای حرم عباس است
مشک او، اشک شد و گریه‌ی ما شد الحمد

این گنهکار کجا و سحر کوی حسین
مستجاب عاقبت انگار دعا شد الحمد

از شب قدر همان سال گذشته تا حال
بارها قسمت من صحن رضا شد الحمد

عن‌قریب است که گویند فلانی جا ماند
باز هم قافله رفت و دلمان این‌جا ماند

 

بیانات حاج آقا در شب هشتم ماه مبارک رمضان:

به فضل خدا به زودی تکمیل می شود.


اشعار روضه امام رضا علیه السلام

عبا به پایم اگر گیر می‌کند غم نیست
قدم ز قامت مادر که بیشتر خم نیست

میان کوچه سرم گیج می‌رود مادر
اگر چه ضربه‌ی سیلی و دست محکم نیست

همین‌که تکیه به دیوار گاه گاه می‌دادم
به غیر گوش شکسته غمی به یادم نیست

جواد نیست عصای قد خمم بشود
عصا به جای خودش هیچ‌کس که محرم نیست

میان حجره به یاد حسین می‌سوزم
ولی دهان من از زخم نیزه‌ درهم نیست

اشعار خوانده شده توسط حاج حسین سازور:

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم
از دست روزگار رهایی نداشتم

بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدم
مشهد اگر نبود که جایی نداشتم

دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشتم

گفتم مگر امام رضا چاره‌ای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشتم

گفتم در حرم همه را راه می‌دهند
اصلا بنای بی سر و پایی نداشتم

میل تو بر دل آمد و میل گناه رفت
ور نه من از گناه ابایی نداشتم

چندین شب است گریه شده کار من ولی
بازهم برات کرببلایی نداشتم

لینک دانلود فایل صوتی و نمایش کامل توضیحات

ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش