خوش آمدید
ورود / ثبت نام

شب دوم فاطمیه اول 1392 | مسجد ارک | حاج منصور ارضی

You need to have the Flash Player installed and a browser with JavaScript support.
منتشر شده بوسيله Administrator در فاطـمیة 1392 هــ.ش فاطـــــــــــمیة
21,941 تعداد مشاهدات

سپاسگزاریم!با دوستان خود به اشتراک بذارید

URL

باسپاس

URL


اتوضيحات

هرگونه کپی برداری با صلوات برای امام خامنه ای ، امام و شهداء شرعا حلال میباشد . التماس دعا


╔═════════════════════════════════════╗
   فایل صوتی (کیفیت پایین - متوسطیوتیوب  فیسبوک آپارات  hulkshare 
╚═════════════════════════════════════╝


مدح و روضه حضرت زهرا (س)

فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود

نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود

نوری از وجه خدا مستغرقند در ذات هو

کار او تصویر سبحان ، قبل هر دستور بود

او برای مادری کردن بر عالم زاده شد

یعنی از لطف ربوبی سوی ما مأمور بود

بانوی عصمت که یاری ولایت شأن اوست

نام او منصوره و در آسمان مشهور بود

تا که پای امتحان آمد زحکمت در نیاز

قبل خلقت امتحان داد و به هم مشکور بود

پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد

بس که بی چون چرا در طاعت مذکور بود

لیلة القدر علی بدر تمام مصطفی

آمد آن روزی که زیر دست و پا مشهود بود

ای خدا ... انسیة الحورا کجا و میخ در

حوریه رنجور بود و خصم او از نور بود

هیزم ، آتش ، لگد ، نعره ، صدای استخوان

ای عجب ابلیس دون آنجا بساطش جور بود

ثقل کبری بر زمین ، ثقل اکبر در طناب

این چنین منصوره کفر حضرت منصور بود

صبر گر صبر علی این صبر هم دستور بود

فاتح خیبر به قدر صبر خود مأمور بود

کوچه ای تنگ و ... دل سنگ و ... قتال نار و نور

گوشوار و ... سیلی و ... وضعیت ناجور بود

امتحان فاطمه تا زیر سُم اسب رفت

پیش چشم زینبش خون خدا منحور بود

سِرِّ مکنون خدا در کوفه و شام بلا

بر مَلا با معجر پاره ولی در نور بود

راه را گم می کند هر کس که دور از نور شد

این چنین قرآن ناطق تا کنون محجور بود

فتنه را مانند زهرا و علی باید شناخت

باید از هستی گذشتن آنچه را مقدور بود

اشعار روضه حضرت زهرا (س) - حاج سید مجید بنی فاطمه

دود بود و دود بود و دود بود

گل میان آتش نمرود بود

شعله می پیچید در گِرد بهار

خون دل می خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر

یک طرف دیوار بود و میخ در

قلب آهن را محبت داغ کرد

میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

میخ کم کم از خجالت آب شد

گفت با در رحم کن سویش مرو

غنچه دارد سوی پهلویش مرو

نــوای عــرش

لینک دانلود فایل صوتی و نمایش کامل توضیحات

ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش