زیارت عاشورای ابا عبدالله الحسین (ع) | ۳ بهمن ۹۱ | صنف لباس فروش ها
خوش آمدید
ورود / ثبت نام

زیارت عاشورای ابا عبدالله الحسین (ع) | ۳ بهمن ۹۱ | صنف لباس فروش ها

سپاسگزاریم!با دوستان خود به اشتراک بذارید

URL

باسپاس

URL


اتوضيحات

اشعار مناجات با امام زمان عج

فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم
یک آسمان زیرِ پرش دارد نگارم

باید تمام عرشیان چاوش بخوانند
تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم

علی کویش حسن خویِش حسینی صبرش
خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم

نامی دِگر از حاتمِ داعی نمانده است
از بس گدا در محضرش دارد نگارم

حتّی منه پیمان شکن را هم دعا گوست
الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

از اول غیبت به شیعه بوده معلوم
فکری برای آخرش دارد نگارم

وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی
قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم

یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و
شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم

کوری چشم دشمنان لطفی مدارا
بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

ما در پیِ دیدارِ رویِ یــــار هستیم
از غَمضه ی چشمان او بیمار هستیم

اشعار مربوط به شهادت امام حسن عسگری ع
 
السّلام علیک یا ابامحمّد یا حسن بن علی ایهّا زکیّ العسکری

خشک خشک است لبش؛زهر عیان شد اثرش
کاسه ای آب بــــــیـــــاریــــــد نسوزد جگرش

سعی اش این است زمین گیر نباشد امّـــــا
گاه بر روی تن و گه روی خاک است سَرَش

چـــنــد سرباز تنش را به کنــــــاری بردند
قبل از آنیـــکه بیاید به کنـــــــارش پسرش

مثل یک مرغ در آتش به خودش می پیچد
هیچ کس نسیت بگیــرد به بغل بال و پرش

خواهـــری نیـــست بیاید دلش آرام شود
دختری نیست که سینه بزند دور و برش

وسط حجره ی در بسته و تاریک افتــاد
یاد آن حجره که قاتل شده دیوار و دَرَش

یادِ آن میوه که از شاخه ی طوبی افتاد
یاد آن کوچه و زهرا و دلِ شعله وَرَش

عَوَض آب فقط کاسه به دندان می زد
تاکه اشک آمد و نوشید ز چشمانِ تَرَش

تشنه جان داد ولی با نوک پا ضربه نخورد
هیچ کس سنـــگ نزد بر بدن مُحتَضَرش

بی کس افتاد ولی شال و کمربند و عَبا
مثل غارت زده ها باز نشد از کمرش

پادگان بود سَنان بود کمان بود ولی
کس نکوبید به فرق سَرِ او با سپرش

مـهــدی فاطمه تنـــهاشده امروز به بعد
شب نشین شب زهرا شده امروز به بعد

دوستداران حاج منصور ارضی

لینک دانلود فایل صوتی و نمایش کامل توضیحات

ارسال نظر

تظرات

براي ارسال نظر اولين نفر باش